شعرهايي با طعم آلبالو
شعر كلاسيك ،ترانه و مقالات ادبي
تناوبی به نام عید
! زمین به رسم واپسین
خمیازه ای خنک کشید
دچار بغض آرزو
هوای خیس هفت سین
ابر غلیظ خاطره
به سال کهنه ته نشین
در گذر ثانیه ها
چه قصه ها به سر رسید
گلوی مرطوب بهار
بغض ترانه هامو چید
"سال نو به همه ایرانیان و دوستانم مبارک"
بر بند خیرگی
هرچه آویزان شدم
خشک نشد
گونه های گل انداخته ام
کوچه عقل بر اندام دلم باریک است
چشم مرطوب و می لعل لب و زلف نگار
شور دیوانگیم را همه شب تحریک است
ادامه مطلب
....................................عشق
..............................................سیب.
آقای نیوتن منهم جاذبه را فهمیدم!
روز ۳۰ مهر روزي غمين و باراني است براي من.
يكسال پيش در چنين روزي تنها برادرم از ما زمين گيران رهيد و به آسمانيان سلام گفت.
درگير كارهاي ياد بودش بودم.
حتما از اين به بعد فعالتر و خدوم تر به چشم رنجه هايتان بوسه ميزنم.
به همين مناسبت شعر با باد رفته را كه در ادامه آمده است را منت گذاشته با من نيوش كنيد.
ممنون
پيام خداقلي
قلب تو در تو ماندو،قلب مرا ربودي
در ماه روي ماهت،در ديده ردپايت
من بي تو و تودر من،از بي كسي سرودي
ادامه مطلب
| Design By : Pars Skin |

